| نام: | نــــ ـــــدا |
| تاریخ تولد: | 1 مرداد 1371 |
| محل سکونت: | سرزمین سبزم ایران |
| درباره من: | هستم..می نویسم..می خوام برای تموم چیزایی که دوسشون دارم تلاش کنم و بجنگم .. زندگی ساده ای دارم و دنیای ساده و کوچیکی. رقص پرنده و صدای بارون منو بیشتر از بتهون و باخ سرشار می کنه. ترجیح میدم وقتمو با پسرکوچولوم بگذرونم تا با بزرگترین فیلم های دنیا. من همینم. بدون نقاب یا پز ِ روشن فکری . |
| تحصیلات: | دانشجو - روانشناسی |
| شغل: | مربی |
| محل کار: | مهد کودک |
| مهارتها: | سر و کله زدن با بچه ها و در اغوش گرفتن عزیزترین فرد مهدم آرمین سر و صدا کردن بیش از حد :| |
| علایق: | اهنگ گوش کنم با صدای نه چندان زیاد. برم خرید و هرچی دوست دارم بخرم اس ام اسای یهویی و هیجان انگیز دریافت کنم ادمایی که برام مهم اند بهم بی اندازه توجه کنند. ارامش داشته باشم :| بتونم برای بقیه یه کار خوب انجام بدم آرمین کوچولو رو در اغوش بگیرم :) تو هوای سرد برم زیر پتو و کتاب بخونم :| شمع حلقه ی دست چپــــــــم.. بوی ادکلن و عطرم.. یادگاریایی که دوستام بهم دادند رو بی اندازه دوست دارم. وقتایی که از صبح تا شب با دوستامم.. خوشبختی حقیقی دوستام.. رشته ی تحصیلیمو.. کتاب خوندن.. دریا درخت و طبیعت و گل و هوای ابری.. گل یاس گل رز از هر مدلی نیمه شب های یک شنبه و کلا یک شنبه ها :)) گروه دوستیم نت گردی و وبگردی و خوندن روزانه های دوستام بوی قلیون. و البته الان کشیدن قلیون رنگ قرمز و بنفش صندلی اخر اتوبوس شرکت واحد :| قدم زدن بدون مزاحمت :( که متاسفانه حاصل نمیشه :( وقتایی که خوابای شگفت انگیز و هیجان اگیز می بینم بستنی.شکلات. ترشی جات. کیک خامه ای. رانی البالو و کلا هر چیز البالویی آب زرشک وقتی ناراحتم هی مث پروانه دورم بچرخن :| ( مردادی ام دیگه ) همیشه ادما کنارم باشند و کلا در خدمت من باشند.. حس اینکه یه رفیق ناب دارم.. گریه کردن تو آغوش آدمای دوست داشتنیم رویابافی ( به شدت دچارشم ) تو سرما یه عالمه لباس گرم بپوشم راه برم و قدم بزنم تو مهمونیا تک و خاص و منحصر به فرد باشم کلا منحصر به فرد بودن خوب بودن ادم بودن.. احساس خوب به ادما منتقل کردن حرف زدن ( معتقدن که زرزرک تشریف دارم ) شعرخوندن. شعر نوشتن. عاشقانه ها رو خوندن در کل کامنتای زیاد و خوب خوب داشتن. عروسک هدیه گرفتن بی موقع جشن تولدام. مهمونیام. و کلا خوش گذرونیا مارک های خوب و خوشرنگ رژ لب رو پرسیدن و بلافاصله خریدن لوازم ارایش خریدن خط چشم کشیدن وقتایی که مستر ح منو بانوی کوچولو صدا میزنه وقتایی که میگه گنجشکم وقتایی که مهربونه وقتایی که آرمین زل می زنه بهم.. |
| فعالیتهای اجتماعی: | ما قرار است همیشه دست هایمان توی دست یکدیگر باشد. قرار است همیشه پناه و برادر هم بمانیم. ما همیشه زنجیره ی انسانی تشکیل داده ایم. قلب هایمان را به یکدیگر پیوند داده ایم.. و با نگاهی به اسمان.. زیر لب زمزمه می کنیم: یه روز خوب میاد.. |
| کتب مورد علاقه: | ناطور دشت ( یه هدیه خوووب ) کالیگولا ( یه هدیه خووب ) عشق در سالهای مشروطه ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد مبارز راه روشنایی چراغ ها را من خاموش می کنم عادت می کنیم لطفا گوسفند نباشید کوروش کبیر پادشاه سرزمین ِ جاوید شازده کوچولو ای کاش گل سرخ نبود ( راهنماایی که بودم هزار بار خوندمش. الانم گیرش بیارم باز می خونمش )( شاید دقیق اسمش این نباشه ) می تراود مهتاب ( رمان فارسیه ولی تو اون دوران حس خوبی بهم داد ) حافظ کاربرد ایات قران - دکتر شریعتی ( فعلا اولاشه که دارم می خونم ولی دوسش دارم ) یک عاشقانه ارام - نادر ابراهیمی چهل نامه ی کوتاه به همسرم- نادر ابراهیمی بار دیگر شهری که دوست می داشتم / نادر ابراهیمی سینوهه ( خیلی برام جالب بود) من ِ او فروغ سهراب قیصر امین پور روی ماه خداوند را ببوس- مصطفی مستور عشقی بی قاف بی شین بی نقطه- مصطفی مستور خاطرات ادم و حوا- مارک تواین چند روایت معتبر درباره ی خداوند- مصطفی مستور در چِشم هات شنا می کنم و در دست هایت می میرم- مصطفی مستور تاریخ ایران ( به روز میشود ) |
| فیلم و سریال: | ومپایر و دیمن احمق دوست داشتنی |
| موسیقی: | هرچیزی که هم نوای لحظه هایم باشد معمولا.. بیشتر اروم و غمگین.. خارجی هم گوش نمیدم کلا |
| ورزش مورد علاقه: | فوتبال/شنا/ والیبال صرفا دلیلی نمی شود مهارت خاصی در این 3 داشته باشم |
